فرهنگ بازار

اهمیت توجه به فرهنگ بازار


پیدایش بازار
بازار به عنوان نهادی اقتصادی – شهری در دوره  ساسانیان شکل گرفت . هسته اولیه بازارهای واقع در شهرها در حوالی یکی از پرجنب و جوش ترین دروازه ها تشکیل می شد. شکل گیری عناصر بازار وروندتوسعه آن بستگی به کارکرد اصلی شهر ومیدان رشداقتصادی و جمعیت آن داشت . درشهرهای متوسط وکوچکی که مبادلات خارجی آن زیادنبود  ، بخش قابل ملاحظه ای از بازار صرف تامین نیازهای داخلی شهر می شد.
احداث بازارهای طرح ریزی شده از زمان صفویه به بعد موردتوجه قرارگرفت ، که این بازارها معمولا در مجاورت بازارهای موجود در شهر بنا می شد.این بازارهای طرح ریزی شده به صورت متمرکز ساخته شده بودندودارای فضاهای حساب شده ومنظم بودند .
بازار به معنی واقعی به مکانی گفته می شود که تمرکز فعالیت در آن بوجود آمده باشد. درسال های اخیر باایجاد شهرهای درون وجدیدو احداث خیابان های وسیع قسمتی از فعالیتهای دادوستد از مکانهای تنگ وتاریک وسرپوشیده به خیابان های باز انتقال یافته است.وتمامی کسبه سطح یک شهرخود به نوعی پاره ای بازارهای کوچک وبزرک را شکل داده ومی دهند.
 واژه ی بازار بسیار کهن استو در فارسی میانه به صورت " وازار " به کارمی رفته است. این واژه در ادبیات فارسی مفهومی وسیع و گسترده داردو به معنی محل شلوغ و پرازدحام ، اعتبار واهمیت اشخاص و ... به کار می رفته است ( عقدایی ،1384،صفحه25).

اهمیت بازارواصناف درفرهنگ ایرانی
د رگذشته بازار علاوه بر این که محل دادوستددر شهر بوده محل تعاملات اجتماعی ، یادگیری فرهنگی ، محل تجمع گروه  ها وشهرهای مردم نیز بوده است. در کالبد شکافی بستر تاریخی شهرها و مجتمع های مسکونی بازار همواره از پایه های اصلی کالبدی وفضایی شهرها به حساب می آید.
درمورد فضای بازار و چگونگی خصوصیات کارکردی آن در تاریخ کهن شهرهای ایران اطلاعات گوناگونی دردست است اما آن چه که می تواند پایه ای برای تحلیل علمی خصوصیات بازار در شهر باشد نقش تجاری شهر و حافظه ای تاریخی و تبلور آن در بازار است.
حیات شهر وبازار به هم پیوند خورده اندو در بسیاری ازموارد شهرها با بازارها معنی ومفهوم پیدامی کنند. در هر صورت بازار تنها عملکرد اقتصادی ندارد بلکه به موازات نقش اقتصادی است دارای کارکردهای مذهبی ، فرهنگی ، سیاسی واجتماعی نیز است.
بازار های سنتی درشهرهای امروزی غالبا به وسیله خیابان های جدید الاحداث از سایر نقاط شهری جدا شده اندو یکی از علائمی که جوامع ابتدایی رامشخص می کند وآن رااز جوامع بعدی متمایز می سازد فقدان بازار است.
شهرها در گذشته دارای طرح و بافت فرهنگی _اجتماعی خاصی بودند در این شهرها کنش های اجتماعی و خصوصیات فرهنگی نوعی پویش درونی به وجود می آورد.اما تغییرات در شهرها در چنددهه ی اخیر منجر به گسست شهر با گذشته شده وشالوده ی کهن ارتباطات درون شهری ومعماری وبه طور کلی طرح و بافت نظام اجتماعی – فرهنگی از هم گسیخته است (حبیبی ،1378).
در شهر امروزی بافروریزی حصارها هر چند کالبد دروازه هاتغییر شکل یافته است اما مکان آن ها همواره تداعی کننده ی خاطره های جمعی شهروندان بوده ومی تواند موجد خوانایی شهر و بیان کننده هویت مدنی و برانگیزاننده ی احساس غرور درمردم شهر گردد. چنین مکان هایی به همگان تعلق دارد همان طور که درگذشتهنیز چنین بوده است و هدف اصلی مرمت و نوسازی آن باایجادوارتقای حس تعلق برمکان در افزایش حس همبستگی وتعلق اجتماعی می باشد.
دررویکر انسان شناختی شهر به مثابه واقعیتی انسانی تعریف می شود. رویکر انسان شناختی راباید همواره در چارچوب  های خاص این شاخه های علمی یعنی جامع گرایی وتحلیل خرد خاص آن قراردادو به همین رویکرد انسان شناختی نمی تواند جز حاصل جمعی از سایر رویکردها باشد.
گروهی از نظریات به ویژه در ارتباط با شهر به وجود بازارهای متمرکز درنقاطی خاص تاکید کرده اندو بر آن بوده اند که کنترل ومدیریت این بازارها سرمنشا قدرتی بوده اند که شهرها رابه وجودآورده است.
نفوذفرهنگ متاثرازعوامل مختلفی است،اشعار وترانه ها به دلیل اعتبار ی بودنشان ماندگارهستند ووجود اشعاروترانه های محلی درمیان بازاریان شهرهای گوناگون به کرات دیده می شود .البته برخی از شعر های مذهبی مربوط به دوره خاص خودشان هستندونمی توانند پا به پای حافظه و زندگی مردم حرکت کنند.درجوامع بومی عناصر کهن الگویی و اساطیری از گذشته تاامروز به مدد رمزهای تصویری در خیال و حافظه ی جمعی مردمان ماندگار بوده اند.
 درواقع ثبت و ضبط هر آ‌ن چه درمیان انسان های می گذرد از فعالیت های ا نسان شناسی است انسان شناسی می کوشد مشاهدات خود رابدون تغییر وبدون ارزش گذاری فقط ثبت و ضبط کند. ودرمیان این انسان شناسی شناخت انسانهای فرهیخته که دربازاراشتغال بکارداشته یا از اهالی بازارمحسوب شوند،بسیارضروری وتعیین کننده است،وازآنجایی که  ا نسان شناسان تلاش می کنند بااستفاده از ابزار نوشتاری ، صوتی و بصری ، حیطه ی فرهنگی زندگی مردم راترمیم و شهروندان را برای اثرگذاری بر این حیطه توانمند کنند،شناخت چهره های ماندگاربازار و خصلت ها وویژگی های این بزرگان می تواند تعیین کننده ودرالگو سازی ومعرفی اسوه های انسانیت سرنوشت ساز باشد.
از سوی دیگر با کمی مطالعه ودقت در بازارهای تاریخی ایران درخواهیم یافت این مکان ها از جمله محیط هایی هستند که باتوجه به ا ین که سال های متمادی از آن ها می گذرداماهمچنان بار سنتی وفرهنگ بومی را به دوش می کشند ومکان مناسبی برای ثبت دانش وفرهنگ بومی هرشهریاروستا درترویج باورها واعتقادات مردم بومی در هر محدوده جغرافیایی می توانندباشند.
بازارها در ایران به علت تماس روزمره ی مردم مکان مناسبی برای ایجاد روابط اقتصادی ، اجتماعی وفرهنگی می باشند. چراکه بازارهای سرپوشیده وتاریخی اگر چه درابتدا به منظوررفع نیازهای اقتصادی مردم ایجاد می شدند اما طولی نکشید که شبکه ی گسترده ای از روابط اجتماعی وفرهنگی نیز در درون این قبیل ساختارها به وجود آمد وبازارها به اماکنی تبدیل شدند که در آن نیازهای مردم و بازاریان نیز باهم هماهنگی داشته وهم پوشانی می یابند .
بازار محلی است که بیشترین آمد و شد شهروندان در آن صورت می گیرد و مهم ترین کانال ارتباطی شهر بازار است که بسیاری از اخبار واطلاعات از طریق آن به اطلاع مردم می رسد. بنابراین می توان گفت بازار یک مرکز پرجنب و جوشی است که مردم در آنجا میتوانند درباره ی مسائل ومنافع شخصی وتجاری خود بحث کنندو همچنین در مورد مسائل عمومی وامور دولتی به تبادل نظر بپردازند.
بایک بررسی اجمالی می توان دریافت آن چه که موجب بقای ساختار اجتماعی – فرهنگی دربازار شده است حفظ اجرای آن مانند حفظ روابط ، رسوم ، عرف وباورها توسط بازاریان می باشد و انتقال درست این مفاهیم به نسل جدید رسالتی است بس سنگین که از عهده یک دستگاه یاشخص خاص برنیآمده ومجموعه از تلاشهای دستگاه های مختلف واشخاص صاحب نام وذی نفوظ را طلب می نماید.
ازسوی دیگر ترویج فرهنگ بازار باتوجه به ساختارهای سنتی و قدیمی خواهد توانست مشتاقان زیادی را به سوی خود جلب نموده و ورود خریداران ازمناطق دیگر به این بازار ها خواهد توانست بررفتارهاو عملکردهای بازاریان ومردم تاثیر متقابل گذاشته واز بعداجتماعی – فرهنگی تغییرات رفتارهای آنها را قابل بررسی وممکن نماید.تاجایی که بازارها در دوران گذشته هنگام جشن های ملی ومذهبی نیز نقش مهمی داشتندو همچنین به عنوان نهادی شهری واجتماعی نمایانگر همبستگی و یکپارچگی مردم شهر به شمار می آمدند. بازاریان حامل و حافظ اصلی ترین آداب و رسوم واعقادات از گذشته تا کنون بوده اندوهمچنین بخاطر داشتن تدین ورسم پرهیزگاری از منزلت خاصی در نزدمردم برخوردار بوده اند.
 این آداب و رسوم واعقادات چگونگی برقراری روابط اجتماعی کسبه بامردم شخصیت اجتماعی آن ها در بازار را بازگو می کند. کالبد وشکل فضای بازار و شناخت معماری بازار هم که با گذشت زمان ومتناسب بانیازهای مردم شکل خاصی پیدا کرده اند ما را به ویژگی های فرهنگی بازاریان آشنا تر می کند.
بگونه ای که  فضاهای بازار به عنوان مهمترین شاهراه حیاتی شهر ، برخی از عناصر مهم شهری مانندمسجدجامع ، مدرسه های مذهبی ، خانقاه ، گرمابه وسایر تاسیسات و  فضاهای مهم شهری رادر خود جای می دادو درامتداد خود با مراکز اداری – حکومتی ارتباط داشت. به همین جهت محوری مهم و به عبارت بهتر مهمترین محور فضایی در حیات اجتماعی شهر بود.
جریان حیات اجتماعی از درون کانال های بازار به کالبد شهر دمیده می شدو هرگونه عیب ونقضی که در آن پدید می آمد بلافاصله به تمام شهر سرایت می کرد و همچنین اثرهرنوع عدم تعادل در شهر را می شد ومی توان هم اکنون هم درآن مشاهده کرد.
بطور مثال درایام نوروز و عیدهای مذهبی ودرهنگامی که به مناسبتی جشنی از سوی حاکمان برگزار می شد بازارها چراغانی می شدودرایام سوگواری و عزا نیز دربازارها مراسمی برگزار می شد. درهنگام بحران های اجتماعی به ویژه د راوقات مقابله با عوامل خارجی بازار به عنوان سنگر اجتماعی مردم فعال می شدو از مسجدها وسایر فضاهای عمومی واقع در آن را برای تجمع استفاده می کردند . بستن وتعطیل کردن مغازه های بازار درچنین ایامی نوعی  اعتراض عمومی علیه حاکمان و اوضاع حاکم بر شهر به شمار می رفت .

آداب ورسوم بازاریان
برنامه روزانه کسب این گونه است که هرروز صبح با گشودن مغازه های خودو به امید کسب رزق حلال به سوی بازار روانه می شوند . و به خاطر افزایش برکت کسب و رونق رزق و روزی حلال خود هنگام گشودن مغازه ها دعایی می خواندندو به حلا ل و حرام بودن کسبشان بسیار پای بند هستندو به عبارتی آموزه های دینی در آنان بسیار قوی است.

نحوه برگزاری سوگواریهای مذهبی درمیان بازاریان
بازارها معمولا درهنگام عزاداری یادرایام سوگواری به مناسبتهای مذهبی یادرموارد خاص مانند فوت بزرگان شهر تعطیل  می شوند ودر آن مراسم عزاداری برپامی گردد. مجالس عزاداری غالبا در سراها تشکیل می شدو اصناف مختلف برای بهتر برگزار کردن آن با یکدیگر رقابت می کردند. از دوره صفویه به بعد همواره گروهی از اصناف هر سال دردهه عاشورا مجالس عزاداری رادر سراها و چهارسوی بزرگ راسته ها برگزار کرده و می کنند.

حامیان جشنواره